شكار و طبيعت و حیات وحش ایران - شكارگاههاي البرز

+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ تیر۱۳۹۴ساعت 14:37  توسط Alborzhunting | 

+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ تیر۱۳۹۴ساعت 13:7  توسط Alborzhunting | 
با سلام

عرض پوزش از تاخیر ... با توجه به مسائل پیش آمده درباره بحث طبیعت حیات وحش و شکار ورزشی و نابودی زیست گاه ها و کوتاهی سازمان و مدیران مربوطه و پرداختن به مسائل حاشیه ای ...شخصا سعی در اطلاع رسانی وضع موجود از زیستگاه ها و طبیعت و مصائب واقعی آن خواهم کرد

باشد که دوستان نیز یاری کنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۵ آذر۱۳۹۳ساعت 10:15  توسط Alborzhunting | 

شکارچیان محیط‌بان یا محیط‌بانان شکارچی

دو محیط‌بان منطقه حفاظت شده جاجرود در شرق تهران به جرم شکار غیرمجاز یک راس قوچ البرزی ماه گذشته دستگیر شدند. این خبر را تاکنون هیچ یک از رسانه‌های رسمی ایران و خبرگزاری‌های محیط‌زیست کشور منتشر نکرده‌اند.



ماجرا از این قرار است: پس از آن که مخبران محلی به یگان نظارت و بازرسی سازمان محیط‌زیست گزارش دادند که شکارچیان غیرمجاز به منطقه پارک ملی خجیر وارد شده‌اند، شماری از ماموران سازمان محیط‌زیست از پردیسان به سمت آن منطقه می‌روند. محیط‌بانان متخلف که ازخودروی سازمان محیط‌زیست برای شکار غیرمجاز خود استفاده می‌کردند با دیدن ایست بازرسی همکاران‌شان در جاده‌های خاکی منطقه پا به فرار گذاشته و به سرعت منطقه را ترک کردند. پس از تعقیب و گریزی نه چندان طولانی این دو محیط‌بان متخلف دستگیر شدند و از خودروی‌شان یک راس قوچ البرزی خون‌آلود به دست آمد.

اخباری از این دست کمتر در رسانه‌های ایران منتشر می‌شود. در حالی که این تخلف تنها مورد سو استفاده برخی از محیط‌بان‌ها از مقام و موقعیت‌شان نیست. اگر وقایع محیط زیست ایران را دنبال می‌کنید اخبار مربوط به کشته و زخمی شدن محیط‌بان‌ها، درگیری‌شان با شکارچی‌‌های محلی و غیرمحلی، دستگیری و حکم‌ اعدام آنان را نیز خوانده یا شنیده‌اید. اخباری که نشان می‌دهد محیط‌بانانِ فرشته‌خو، هستی‌شان را در راه پاسداری از میراث طبیعی‌ ما گذاشته‌اند و همواره بی‌مهری دیده‌اند. اما چرا فقط چنین اخباری منتشر می‌شود و خبری از تخلف محیط‌بانان به گوش نمی‌رسد؟ شاید این پاسخ به این پرسش را باید در اعتقادها، باورها و فرنگی جست‌وجو کرد که سعی دارد تقدس‌سازی کند.

در شغل محیط‌بانی نیز مثل همه مشاغل، هستند افرادی که از موقعیت و فرصت خود سو استفاده کنند. این واقعیت اما پنهان نبود از نگاه کسانی که قانون شکار و صید را در سال ۱۳۴۶ نوشتند و به تصویب رساندند. در ماده ۲۱ قانون شکار و صید آمده است: «هر گاه مامورین سازمان [محیط‌زیست] خود مرتکب جرایم مندرج در این قانون شوند و یا در ارتکاب جرم مشارکت یا معاونت داشته باشند بر حسب مورد به حداکثر مجازات مقرر در این قانون محکوم خواهند شد.» همچینین در ماده ۲۰ همان قانون به تخلف دیگر ماموران محیط‌زیست پرداخته است: «در صورتی که گزارش مامور سازمان برخلاف واقع باشد مامور مزبور به دو برابر کیفر جرمی که موضوع گزارش بوده محکوم خواهد شد.» این دو ماده قانونی همان بحث قدیمیِ نظارت بر علمکرد ناظران را مورد تاکید قرار داده است.

خاطرات قدیمی‌های محیط‌زیست نیز بخش دیگری از واقعیت را بازسازی می‌کند. یکی از کارشناسان و مدیران رده میانی سازمان نقل می‌کرد که اگر شکارچی متخلفی دستگیر می‌شد، او را به اداره محیط‌زیست می‌بردند. اسلحه‌اش را برای چند دقیقه می‌گرفتند و در حیاط پشتی اداره لوله تفنگ را میان دو شاخه یک درخت قرار می‌دادند و با کمی فشار به چپ و راست (به طوری که محسوس نباشد) در لوله تفنگ انحراف ایجاد می‌کردند. صرف نظر از این که شکار با این تفنگ ممکن بود هم خطرآفرین باشد و هم به جای کشتن جانوران آنها را فقط زخمی کند، رفتار فراقانونی ماموران محیط‌زیست نشانه‌ سو استفاده از مقام و موقعیت است. کتک زدن کسانی که برای چرای دام و یا کندن بوته‌ها و زغال‌گیری به مناطق وارد می‌شدند از دیگر برخوردهای فراقانونی برخی محیط‌بان‌ها بوده است.

حتی اگر کسانی با مجوز وارد منطقه حفاظت‌شده و یا پارک ملی شوند اگر رییس پارک یا منطقه میل‌اش نباشد ممکن است جلوی پای‌‌شان سنگ‌اندازی کند و با بهانه‌تراشی مانع ورود آنان به عرصه‌های ملی شود. دوربین عکاسی یا فیلمبرداری نیز ممکن است عاملی باشد برای جلوگیری از ورودشان. چرا؟ چون تخریب‌های منطقه مصور می‌شود و با اطلاع‌رسانی ممکن است موجی از نارضایتی هر چند کوتاه مدت به پا شود.

چند سال پیش محیط‌بانی با قندان سر مدیر کل سابق محیط‌زیست استان تهران را شکست. مدتی بعد خبر رسید که همان محیط‌بان در اداره محیط‌زیست شهرستان دماوند مشغول به کار شده است.جرم او تریاک کشیدن بود که مدیر کل اسبق محیط‌زیست استان تهران (محمد حسن پیراسته) او را دستگیر کرد.

واقعیت این است که شغل محیط‌بانی با وجود تمام سختی‌ها و دشواری‌هایش و نیز حضور پرشمار مامورانی صادق و عاشق از گزند ماموران سو استفاده کننده مصون نبوده است. در عین حال محیطبانان نیز ممکن است در انجام ماموریت خود دچار خطا و اشتباه شوند. اگر کمی واقع‌بین باشیم به جای آن که جنبه قدسی به کار این گروه ِ اکثرا زخمت‌کش بدهیم که قانون نیز از آنان حمایت چندانی نمی‌کند، با واقع‌بینی مشکلات‌، تنگناها، گرفتاری‌ها، خطاها و سو استفاده‌ها، فداکاری‌ها و از جان گذشتگی‌شان را در کنار هم می‌بینیم، بر اساس آن به قضاوت می‌نشینیم و برای بهبود شرایط موجود چاره‌ای پیدا می‌کنیم.
.....................................................................................................
http://samkhf.blogfa.com/post/352

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳۰ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت 10:7  توسط Alborzhunting | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت 11:59  توسط Alborzhunting | 
۱۸میلیون درخت بلوط و یک میلیون هکتار از جنگل های زاگرس از بین رفته است

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: دبیر مجمع نمایندگان استان لرستان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه فرصت برای نجات جنگل های زاگرس از دریاچه ارومیه کمتر است، گفت: روند نابودی این جنگل ها شدت یافته و سازمان جنگل ها تنها دو سال برای احیا بلوط های زاگرس فرصت دارد.

عباس قائید رحمت در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: جنگل های بلوط زاگرس محدوده وسیعی در چند استان غربی تا جنوب کشور را شامل می شود. در واقع استان های لرستان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان و استان های همجوار شامل منطقه زاگرس می شود.

نماینده مردم لرستان در مجلس با اشاره به قدمت طولانی جنگل های بلوط در منطقه زاگرس افزود: سالیان سال است که این جنگل ها در این منطقه دارای حیات هستند اما در طول سال های اخیر، درختان بلوط این منطقه با نوعی بیماری مواجه شدند که بخش اعظمی از این جنگل ها در حال از بین رفتن است.

وی با بیان اینکه این جنگل ها در صورت ادامه روند فعلی و افزایش آفت زغالی به زودی نابود می شوند، گفت: سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری متولی اصلی حفاظت از عرصه ‌های جنگلی است.

دبیر مجمع نمایندگان استان لرستان با تأکید بر اینکه درختان بلوط در منطقه زاگرس دچار آفت ذغالی شدند و این موضوع در حال گسترش است، افزود: متاسفانه آفت ذغالی خوره جان درختان بلوط شده و این موضوع نیاز به پیگیری جدی دارد، دولت همانطور که نسبت به دریاچه ارومیه حساسیت دارد باید نسبت به مشکل جنگل های زاگرس نیز توجه داشته و چاره اندیشی کند.

قائید رحمت در ادامه با تأکید بر اینکه برای ترمیم جنگل های بلوط زاگرس فرصت زیادی نداریم، گفت: تنها دو سال برای احیای این جنگل فرصت است چرا که جنگل در حال مرگ تدریجی است و آسیب جبران ناپذیری در این منطقه در حال رخ دادن است.

وی اضافه کرد: هم اکنون کارشناسان زیست محیطی مشغول بررسی بر روی این آفات هستند. البته مساله ناشناخته ای نیست اما به سرعت در حال پیشرفت است که این موضوع خطرناک است و باید در کمترین زمان مشکل برطرف شود.

به گزارش مهر، کامران پورمقدم سرپرست دفتر امور جنگلی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور نیز از نابودی ۱۸ میلیون اصله درخت بلوط بر اثر آفت زغالی بلوط در جنگلهای زاگرس خبر داده و اعلام کرده است که در حال حاضر یک میلیون و ۱۳۰ هزار هکتار از جنگل های زاگرسی کشور به آفت ذغالی بلوط مبتلا شده‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۲ساعت 9:47  توسط Alborzhunting | 

بعضی دوستان نسبت به عکسهایی که گذاشتم اظهار لطف داشتن .... بعضی عکسها که متعلق به مناطق خاصی هست متعلق به اینجانب نیست البته اکثرا نامی از محل و عکاس بردم اما اگه کوتا هی شد پوزش می خوام ...( مانند عکس پلنگ و خرس که بیشتر توسط شکاربانان عزیز گرفته شده )

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۲ساعت 19:43  توسط Alborzhunting | 
سلام

..... این تیتر امروز در صفحه محیط زیست روزنامه همشهریه ( که البته در نسخه آن لاین خبری ازش پیدا نکردم )



به طور میانگین یه منطقه حفاظت شده متوسط تا خوب از نظر مساحت 20 تا 25 هزار هکتار هست با یه حساب سر انگشتی اگر این مقدار 3 منطقه حفاظت شده در بیاد و بازم به طور میانگین طبق آمار موجود سازمان در یه همچین منطقه ای با شرایط متعادل ( البته نسبتا متعادل ) حدود 2000 تا 2500 قوچ و میش و حدود 500 تا 1000 کل و بز میتونه زندگی کنه این تعداد غذای مکفی برا گوشت خواران هست و بقیه پرندگان و چرندگان پیشکش .....

این جا روی صحبت با دوستانی هست که دنبال سهمشون از حیات وحش  هستن (به موازات شکارچیان) پیشنهاد میکنم بزرگواران اول بیاید به اتفاق از این 100 هزار هکتار 30 هزار هکتار رو برای شروع حفظ و مراقبت کنیم  و به موازات اون از احداث جاده معدن پالایشگاه و...... در بهترین مناطق حفاظت شده جلوگیری کنیم به هر روشی ( که ظاهرا خیلی هم مشتاقند دوستان ) بعد از اون شکارچیان قانونمند هم چند سال به طبیعت برای احیای مجدد استراحت میدن ......

اما با یه حساب سرانگشتی میبینیم که خسارتی که این رانتها به محیط زیست و حیات وحش میزنه با صدور پروانه شکار برای کلیه مجوزهای حمل سلاح  ( که میدونین خیلی ها فقط تفنگ دارن) برابری نمیکنه و صدای کسی هم در نمیاد ...
پس از تمام عزیزان که ران مرغ رو به سینه و بالعکس ترجیح میدن و کاسه داغتر از آش هم هستن دعوت میکنم به جای اجرای این نوع شو های نمایشی یه کار مثبت انجام بدید ( رفتگران طبیعت که خیلی هم زیاد شدن و بی سرو صدا دارن کارشون رو میکنن )....

 و اما سازمان فخیمه محیط زیست هم اگر نگاهی به تاریخچه خودش بندازه میبینه که شکارچیان متخصص ودلسوز و فهیمی بودن که سازمان رو تشکیل دادن و خودشون شروع کردن مناطقی رو تحت حفاظت قرار دادن پس هنوزم میشه با به کار گرفتن افراد متخصص و کارشناس و دلسوزان واقعی ( نه پشت میزی ) برای ته مونده مناطق هم کاری کرد ...اگر سازمان واگذارشون نکرده باشه ...... ( البته هنوزم سازمان تو حفظ پردیسان مشکل داره  :-?? )

درود  :
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۲ساعت 19:37  توسط Alborzhunting | 

+ نوشته شده در  شنبه ۲۸ دی۱۳۹۲ساعت 17:35  توسط Alborzhunting | 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴ دی۱۳۹۲ساعت 18:35  توسط Alborzhunting |